الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
613
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
فرمود كه : « اى پسر ابى يعفور ، به درستى كه خدا يكى است و يگانه و متفرّد به يگانگى ، و تنهاست به امر خويش ( كه امر شريعت است ، يا امر خلافت ) كه در تعيين و تقدير و نصب آن شريكى ندارد . پس خلقى را آفريد و ايشان را براى اين امر و توضيح و بيان آن ، معيّن فرمود . پس ما همان خلق معيّن و مقدّريم كه خدا تقدير و تعيين نموده . اى پسر ابى يعفور ، پس ما حجتهاى خداييم در ميان بندگانش و خزانهداران بر علمش و نگهبانيم به اين حجّت » . 514 / 6 . على بن محمد ، از سهل بن زياد ، از موسى بن قاسم بن معاويه و محمد بن يحيى ، از عَمْرَكَى بن على هر دو ، روايت كردهاند ، از على بن جعفر ، از حضرت ابوالحسن موسى بن جعفر عليه السلام كه فرمود كه : « امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : خداى عزّوجلّ ما را آفريد ، پس آفرينش ما را نيكو گردانيد ، و ما را تصوير نمود و نگاشت ، پس صورتهاى ما را نيكو ساخت ، و ما را در آسمان و زمين ، خزانهداران خود گردانيد و درخت از براى ما سخن گفت و به عبادت و بندگى كردن ما ، خدا معبود و پرستيده شد . و اگر ما نمىبوديم ، خداى عزّوجلّ معبود نمىشد » ( چه مردم نمىدانستند كه چه بايد كرد ) . 12 . باب در بيان اينكه ائمه عليهم السلام ، خليفههاى خداى عزّوجلّاند در زمين و درهاى اويند كه از آنها آمده مىشود « 1 » 515 / 1 . حسين بن محمد اشعرى ، از مُعلّى بن محمد ، از احمد بن محمد ، از ابى مسعود ، از جعفرى روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام موسى كاظم عليه السلام كه مىفرمود : « ائمهء هدى ، جانشينان خدايند در زمين » . 516 / 2 . از او ، از مُعلّى ، از محمد بن جمهور ، از سليمان بن سَماعه ، از عبداللَّه بن قاسم ، از ابوبصير روايت است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « اوصياى پيغمبر ، درهاى خداى عزوّجلّاند كه از آنها آمده مىشود ( كه بايد مردم از آن در به سوى خدا روند و از آن راه به معرفتش رسند و احكام آن را بدانند و راه بهشت پيمايند ) . و اگر ايشان نمىبودند ، خداى عزّوجلّ شناخته نمىشد ، و به ايشان خداى تبارك و تعالى حجّت را بر خلق خود تمام كرده است » .
--> ( 1 ) . خليفه ، به معنى پادشاه و قائم مقام است ؛ چه خِلافت به كسر خا ، به جاى كسى بودن است در كارى ، و مراد از در ، راه به سوى شناختن خداست و دانستن احكام او و به سوى بهشت . ( مترجم )